بیا بیا
ای جسم وجان جمله خوبان بیا بیا عاشق مکش بنزد فقیران بیا بیا
گر پول خواهی از من مفلس برو برو ور مفتکی است لطف تو ای جان بیا بیا
مرگ تو همچنان نی قلیان شدم ز غم رحمی بکن تو کوزه قلیان بیا بیا
ای نازنین بیا که به تهران برم ترا اری برم چو زیره بکرمان بیا بیا
شیرین تو چون چغندر قندی عزیز من بهتر تویی ز قند چناران بیا بیا
خواهی اگر تو خرج تراشی برو برو گر میدهی تو خرج من از جان بیا بیا
نمن نمک
دلبراخواهم ترا اما نه یک هو کمک مک گریم از هجر تو من اما نه خیلی نم نمک
نازنینا ترش گشتی فکر یک شوهر بکن بسکه ماندی در سرا اخر زدی ای گل کپک
گشته اب لمبو سرم از بس که جان مادرت خوردم اندر کوی تو از دست بابایت کتک
من که خود دانی ندارم پول و مولی در بساط میکنم مهرت عزیزم یک دو من خرما خرک
گفتمت از هجر تو بیمار و ناخوش گشته ام تازه وقتی که شنیدی در خفا گفتی درک
لا کتاب بی مروت عاقبت مال منی هی تو حالا بهر این خاکی بچین دوز و کلک
انفلو انزا
امدی ای انفلو انزا اما بگو حالا چرا بی وفا حالا که من افتاده ام از پا چرا
امدی افسوس خیلی دیرو بی جا امدی بیوفا این زودتر میخواستی حالا چرا
نوبت ما از چه افکندی به فردای دگر ما که از این زندگی سیریم پس فردا چرا
گر که قصد خدمتی از بهر ماها داشتی بردی ای بی عاطفه پس قسمتی از ما چرا
من بتو مشکوک و بر کار توام تردید هست خود تو میدانی چه میگویم دگر حاشا چرا
زنده ها فکری به حال زندگان خود کنید از برای مرده دیگر اه و واویلا چرا
همه چیز رفت
بسکه سیگار کشیدم نفس از یادم رفت بسکه من رنج کشیدم به فلک دادم رفت
بسکه دیدم ز همه دشمنی و ریب و ریا بخدا از نظرم گفته ی استادم رفت
بسکه دیدم ز تملق همه اقا شده اند عزت نفس و منم من ز دل شادم رفت
روزگاری به سرم بود بسی کبر و غرور کم کمک باد و بروت از سر پر بادم رفت
بسکه بر داشتم از خلق خدا بنده کلاه ابروی خودم و جمله اجدادم رفت
با دو صد خون جگر دخترکی پروردم کان هم به سرا پرده دامادم رفت
همچو ان خر که نمد داغش کنند به زوایای فلک نعره و فریادم رفت
بسکه گفتم سخن بیخود و اشعار چرند سخن نغزونکو یکسره از یادم رفت
نیست که نیست
سالهاییست که از دل خبری نیست که نیست راه در پیش منو همسفری نیست که نیست
بین این دولت واین قوم به جان پدرم از درستی وصداقت خبری نیست که نیست
در عدالتگه ایران چو دویدی همه سال اخر الامراز ان شاخه گلی نیست که نیست
نه اماننت نه صداقت نه محبت نه صفا بین ما مردم گیتی اثری نیست که نیست
میرسد تیر ملامت ز جوانب چو تگرگ بهر دفعش به کف ما سپری نیست که نیست
از زدوخورد عراق و ز شبیخون یهود بجز از جنگ جهانی خطری نیست که نیست
جنگ اعراب ویهود وسخن روس بجز گربه رقصانی صاحب نظری نیست که نیست
من نگویم بخدا بلکه همه میگویند که به شیرینی شعرم شکری نیست که نیست
به من چه به تو چه
گر تقلب توی رای هاست به من چه به توچه بعد از این نوبت دعواست به من چه به توچه
گر که دولت شده سرگرم تقلب کم وبیش کشور و دولت انهاست به من چه به توچه
موسوی عقل نداره تو سرش ور میزنه قبرش از این دورا پیداست به من چه بتوچه
گردلش خواست که تعریف کنندش شب وروز یا اگر فحش دلش خاست به من چه به تو چه
گر یکی گشته به زندان ویکی خورده کتک مال بی فکری باباست به من چه به توچه
گر که در کشور ما حکم نبات است دروغ عشق مجنون مال لیلاست من چه به توچه
گر که تحریم شدیم هم ز چپ وهم از راست قطع بنزین مال فرداست به من چه به توچه
گر چه این نفت گران شدما که پولی ندیدیم نفت وپولش مال اینهاست به من چه به تو چه
گر که ارز ها شده از مرز برون حالا دیگه مال ترکهاست به من چه بتو چه
گر خزر شد تیکه پاره واسه ئ باج سبیل حالا دیگه مال روسهاست من چه به توچه
گر گرسنه است فلانی و فلانی همه شب شام او جوجه و ودکاست من چه به توچه
گر که خاکی سخنی گفت ودلش خاست که گفت حال اگر کذب واگر راست به تو چه به تو چه
1
هر خبر اید ز تهران بشنو و باور مکن میشود ایران گلستان بشنو و باور مکن
هر که گوید موسوی بهتر بود از احمدی گشته ویلان خیابان بشنو و باور مکن
هر که گوید از درستی و عفاف و معرفت گشته ام من مرد میدان بشنو باور مکن
هر کهگوید با شعار وفحش و دعوا و سرود میشود درد تو درمان بشنو و باور مکن
هر گوید توی این اشفته بازار ای رفیق خوش بود سلول زندان بشنو باور مکن
هر که دارد چشم و گوش و دست پا گر بگوید هستم انسان بشنو و باور مکن
هرکه گوید با بیان و کنفرانس و اگهی میشود ایران چو المان بشنو و باور مکن
هر که گوید درد بی پولی و درد گشنگی بهتر است از درد دندان بشنو باور مکن
هر که گوید خاکیا شعرت بد است خورده مشروب فراوان بشنو و باور مکن
